اختلاف جاری و برادرشوهر3

اون شب دیگه قضیه همون جا تموم میشه!!! یعنی پ.ش و م.ش همون ویلا میمونن. سارا و ننه باباش رو که سوژه رسوند خونشون و خودش رفت تهران. نیما هم از همون ویلا میره شهر محل کارش. اما دیگه جواب تلفن های سارا رو نمیده. تا اینکه هته بعدش همشون میان خونه خودشوناسترس.

سارا بازم زنگ میزنه اما نیما جواب نمیدهمشغول تلفن. که دیگه میره با ننه باباش دعوا می کنه که تقصیر شما بوده. و از طرفی نیما کیفش رو هفته پیش خونه سارا اینا جا گذاشته بوده و سوژه رو میفرسته تا کیفش رو بیارهمنتظر. اما اونا سوژه رو میبینن قاطی می کنن و میگن بگو خودش بیاد بگیره. سوژه هم حرفی نمیزنهساکت و میره خونه. و پدرشوهر میره. دیگه اونا که خودشون هم اعصاب معصاب نداشتن با دیدن پ.ش کلا قاطی می کننکلافه و داد و بیداد می کنن و میگن شما فقط کارتون طلاق دادنه و زندگی اون عروستون رو خراب کردی و الان دارین زندگی دختر مارو خراب می کنین و ازین حرف هاتعجب. و سر و صدا هم میره بیرون و همسایه ها هم جمع میشنتعجب.

در همین حین برادرشوهر مجرده و سوژه هم می خواستن برن تهران. این برادرشوهر یه روانیه به تمام معناستزبان. خروس جنگیه. اصلا ازین به بعد بهش میگیم خروس جنگیزبانچقدر من بی ادبم واقعا. اما باور کنین دارم با نهایت ادب در برابر این بی فرهنگ رفتار میکنمعصبانیخلاصه اونا از در پشتی که پارکینگشونه با ماشین میان بیرون و مبینن شلوغهتعجب. با ماشین میان جلوتر که میبینن زنه و مازمولک و پ.ش هستنمنتظر. زنه هم که ماشین رو میبینه فکر میکنه نیما است و میره در ماشین رو باز میکنهاسترس. اما خروس جنگی بوده و میپره به زنه. گویا هلش میده و فحش هم میده بهشتعجب.  برادر جاری هم میاد و با خروس درگیر میشهتعجب. خلاصه غوغایی میشه و دعوا بدتر میشه. اما اونا هم لج می کنن کیف رو نمیدنمنتظر.

دیگه کار درست نمیشه که بدترم میشه. تا اینکه چند روز بعدش رئیس ب.ش میزنگه میگه لطفا کیف کارمند مارو بدید چون اسناد دولتی توش هست و ارباب رجوع منتظرهتعجب. فکر کنین چه رسوایی بودهآخ. اون ها کیف رو مبرن اونجا و خلاصه با پادرمیونیه رئیس ب.ش آشتی می کنناوه. چند روز بعدش زنه و مارمولک یه تیکه کاغذی رو میبرن نشون م.ش و پ.ش میدن میگن این رو تو باغچه پیدا کردیمتعجب. مثلا خواستن بگن یکی جادومون کرده تا بین ما اختلاف پیش بیادتعجب. نیست م.ش و پ.ش هم خرافاتی بودن. اون تیکه کاغذ رو برداشتن بردن پیش یه دعا نویس و اونم تایید کرده این جادوی اختلاف و دشمنیهتعجبباور کنین فیلم تخیلی نیست و واقعیتهمنتظرو به همین سادگی کار تموم شد تا اون لحظه. اما بعدش ننه بابای سارا از روش های دیگه ای استفاده می کننمنتظر

/ 44 نظر / 9 بازدید
نمایش نظرات قبلی
پانته آ

الین جون قول دادم نظر بذارم برات.من کاملا باور میکنم.چون دختر عموی مادرم دقیقا همین جوری مثل زنه است . باورت نمیشه عکس تولد دختر خودش رو با فوتوشاپ دستکاری کرده تا زندگی دختر فامیلشون رو که حسودیشون میشده بهش رو بهم بزنه. حالا دختر بیچاره باردار هم هست.همزمان هم از چندتا ایرانسل مزاحم میشده واسه دختره . بگم که الان دادگاه دادگاه کشی شونه و شوهر دختر فامیلشون رضایت نمیده و خانوم داره میره زندون. از طرفی هم دختر خودش رو بعد از فقط و فقط 2 ماه طلاق دادن اونم با بی آبرویی و داد و بیداد . حالا بخورن اینجور آدمها که کمشونه. زندگی قبلی منم این خانوم به هم ریخت.شوهر سابقم بسیار پولدار بود و شاسی بلند و کارخونه و این حرفها اما دانشگاه و تحصیلات نداشت. پسره بی ادب و بدبین بود و این خانوم جوری واسش پیغام میفرستاد و از طرف پسرش تحریکش میکرد که طرف فکر میکرد من با دایی خودمم رابطه ی نامشروع داشتم. خلاصه طلاق گرفتیم و واسه ی بابام بنده ی خدا خیلی تلخ تموم شد چون مرد ابروداری هست. بماند که هنوز سالگرد طلاقم نشده بود با چنان خانواده ی مطرحی توی شهرمون وصلت کردم که دختر عمو بعد از شنیدنش رفت زیر سرم!!!!!

سحر

[کلافه][هیپنوتیزم][تعجب][ابله][من نبودم][ابرو].اقعا موندم چی بگم[منتظر]

خواهرشوهر

براى همچین ادماى ساده و خرافاتى همون خالت خوبه

احسان

سلام دادا.الین میشه خیانت بزرگ رو هم بگی؟

پانته آ

الین اگه واقعا میخوای باهاش آشتی کنی بگو که باهم شروع کنیم. من توی اینکه رابطه ی خراب شده رو اصلاح کنم تجربه دارم. نهایتا نمیشه و از اینی که هست بذتر نمیشه اما کینه دیگه تا این حد نمی مونه. راستی بدترین ایراد تو هم جیغ جیغو بودنت هست اصلا توی دعوا اون هرچی بگه به مادرت و پدرت هم فحش بده باید سکوت میکردی. تو حد خودت رو پایین اوردی. اگه جواب نمیدادی اون به گه خوردم می افتاد.

فرح

سلام.باتبریک به مناسبت این میلاد....واقعا تو بهتم...آدم دخترخودش رو با دستای خودش به این وضع بکشونه؟؟؟واقعا میشه...حالاکه مهریه اش را دارن میگیرن خوبه حالشون؟این جور افراد رو دیلیت کن ..به نظر من خوشی میزنه زیر دلشون بادستای خودشون بهمش میریزن خوشیشون رو...

احسان

ممنون.خداروشکر تاحالا خوب پیش رفتم.یکم به خودت فشار بیار شاید بتونی تعریف کنی

sogand

واقعا نمیدونم چی بگم[دلشکسته]

مامان محمدین

تعجب و اینا که جای خود داره اما واقعا اینا برای چی به دنیا اومدن.. قصدشون از زندگی چیههههههههه؟؟؟؟؟

مینااا

واییی اینا چه عجوبه هایی هستن.