تاسیس شرکت

بعد از آخرین دادگاه 2 دفعه رفتم تهران پیش استاد راهنمام. یک بار هم یکی از دوستای وبلاگیم رو دیدم. جایی که ایشون کار داشت نزدیک دانشگاه بود و میشد راحت برم. امیدوارم مشکلات ایشون هم به زودی تموم بشهخیال باطل تو این دو بار به همکلاسی نگفتم که میام دانشگاه بعد که متوجه شد ازم دلخور شد و گفت دلم برات تنگ شده بود دوست داشتم ببینمتتعجب منم حرف خاصی نزدم و بحث رو به یه سمت دیگه بردمچشمک.(بحث را به سمت دیگر بردن از صفات بارز خودم بودنیشخند)

بعدش بهم گفت حتما حتما این بار اومدی بهم بگو. میخوام ببینمت و یک سری چیزهای مهمی رو بهت بگممتفکر. گفتم خوب الان بگو. گفت نه باید ببینمت. حس میکنم الکی میگه چه چیز مهمی هست که اون بخواد به من بگهسوال. حالا موندم بهش بگم میخوام بیام یونی یا نهمتفکر.

کلا بعد از اون پست و نصایح و راهنمایی های شما با این که چیزی بینمون نبود اما بازم ارتباطم رو باهاش خیلی کمتر کردم. جواب تلفن هاشو کمتر میدادم و زیاد هم پیام نمیدیم. شاید در هفته یک یا دو بار حرف بزنیمبه من زنگ بزن. اونم درحد درس و دانشگاه و پایان نامه و دروس ارائه شده ترم بعدیول.

اما گمونم اون ازین کم شدن ارتباط من چیز دیگه ای برداشت کرد و قضیه دوست دخترش رو بهم گفتخنده. انصافا وقتی گفت با کی دوست بوده فکم افتادتعجب. بی اغراق میگم اون دختر(مثلا شیما) جز 10 تا از خوشگلترین های کل دانشگاهه نه دانشکده کل دانشگاهمژه. گفتم خوب حالا چرا به من میگی؟ گفت دوست داشتم از خودم بشنوی نه دیگران. گفتم واقعا فکر میکنی بقیه بیکارن بیان از تو و دوست دختر سابقت بگنزبان. گفت الین میزنمتا دوست داشتم بدونی و بد گمان نشیخجالت.

فکر کرده بوده چون این موضوع رو شنیدم باهاش سر سنگین شدمنیشخند. نمیدونست دستور شماهاست. اواخر ترم مهر پارسال همه چیز بینشون تموم شد از طرف دختره پرسیدم چرا؟ گفت خودم هم نمیدونم!! منم اصرار نکرذم. اها اها بهش گفتم می خوای من باهاش صحبت کنم شاید مشکل حل بشهاز خود راضی. آخه گفت خیلی دوستش داشتم. گفت نه با رفتارایی که کرد دیگه برام ارزشی نداره. ارزش تو برام هزار برابر بیشتر از اونهتعجب گفتم ممنونم هرچی هست نگاه شماست وگرنه من یک آدم معمولی ام مثل بقیهخجالت(فروتنی هم از صفات بارز خودم بودنیشخند)

علاوه بر این یکی از هم دانشگاهی های دیگه ام هم مدتیه بهم پیشنهاد داده بیشتر باهم آشنا بشیم. ایشون فارغ التحصیل شدهیول. همین چند وقت پیش دفاع کرده نمره 20 هم گرفته. چون مقاله ای داده که یکی از مجلات ISI اکسپتش کرده و قراره چاپ شه البته کمی طول میکشهتشویق. معدل کلش هم شده  18.96تشویقیعنی ایا اینا حسادت داره یا ندارهنیشخند. هم استانیمه و یک شغل خوب داره تو شهر خودشون منظورم اینه محل کار و زندگیش تهران نیست!!! تو یکی از دانشگاه های خوب و معتبر شهرشون هم تدریس میکنه. سال و ماه تولدش هم با من یکیهتعجب. کلا همه جوره پسره خوبیه.

اما اینا نه تنها خوشجالم نمیکنه بلکه ناراحت هم شدم خیلی. شاید یکی از دلایل ناراحتی این چند روزه ام همین مورد باشه. بهش گفتم فعلا چون درگیر پایان نامه ام نمیتونم و نمیخوام به ازدواج فکر کنمگریه. البته نا گفته نماند چند بار بهش کفتم متاهلم قبول نکرد. گویا از کسانی هم پرسیده و اونا هم گفتن بهش نمیخوره متاهل باشهکلافه. ای خدا من چه جوری باشم تاهل بهم بخوره؟ عاطفه تو بگو واقعا به من میخوره مجرد باشم؟ البته به قول سحر از شوهر فقظ اسمش تو شناسنانه امه!!!

خلاصه اونم گفت من صبر میکنم خانوم مهندسناراحت خیلی خیلی ناراحتم ازین موضوع. این هم استانی فکر میکنه من یه دختر تحصیلکرده هم دانشگاهی هستم که تو دانشگاه تدریس میکنه، مترجمه(تو دانشکده خیلی از کار ترجمه ام تعریف میکنن. چون مربوط به رشته خودم هم میشه خیلی کارم خوب از آب درمیادخجالت) اما به جز اینا مطلقه بودن رو باید در آینده بهش اضافه کرددل شکسته. اما خوب هر اشتباهی تاوان داره دیگه. الکی که نیست. هر چی هم خدا بخواد همون میشه. پناه بر خداقلب با خدا باش و پادشاهی کن. بی خدا باش و هر چه خواهی کنقلب

به مشاوری که پیشش میرفتم زنگ زدم گفتم به نظرتون بگم دارم جدا میشم یا نه؟ گفت نه نگو حتی بعد از اینکه جدا شدی هم همون اول به کسی نگو چون همه با اون ذهنیت نگاهت میکنن بذار اول خودتو بشناسن بعد بگومتفکر. اون وقت هم به خودت و هم به اونا فرصت میدی بشناسنت و با نگاه برچسب دار نگاهت نکننمشغول تلفن. برای همین تعداد کلمات 25 تومن کارت تو کارت کردم.(میدونم کارت به کارته من اینجوری میگم)

دیگه اینا. . . حالا هرکی دعوایی حرفی راهنمایی ای داره به من بگه.

/ 40 نظر / 16 بازدید
نمایش نظرات قبلی
میفروش

سلام چه دختري ! چقده حرف گوش كن هست اين الين خانوم . حالا كه انقده حرف گوش كن شدي پاشو يه سيني چايي بريز بيار براي اين دوستان مجازيت كه گلوشون خشك شد ! برقرار باشيد. به اميد ديدار

yashel

الین جون چطوری؟نمیای بنویسی دیگه؟میگم من وبلاگ ساختم بعد یکم ناواردم میخواستم بدونم الان واسه اینکه مثل بقیه اسمم تو نظرات آبی رنگ بشه لینک بشه به وبلاگم درست عمل کردم یا نه؟اگه نه بهم میگی چیکار کنم؟

احسان

پاشو بیا دیگگگگه.معلوم نی کجا رفتی باز.رفتم واسه اولین بار با هزار بدبختی انتخاب واحد نمودم.[نیشخند]

احسان

[ابله]

احسان

نخیر تایید نکردی.چون خاک برسری داشت؟اصلا هم نداشت.چیه چرا باز از رو دنده چپ پاشدییییییی؟هاااااااااا؟

احسان

اوهوم.احتمالا صلاح دونستی[زبان]

فاخره

سلام الين جان مرسى بابت رمز [گل] منم اگه جاي تو بودم چيزى نميگفتم. تو مگه از اخلاق و خصوصيتهاش با خبرى؟ اصلاً شايد اخلاقاتون بهم نخورد،، وقتى رابطه تون جدى شد بهش بگو. منتاها قبل از دل بستن .. ولى خدا وكيلى سخته :)) اگه هم بهش از الان بگى بايد خيلى مراقب رفتارت باشى. من هميشه ميخونمت، تو كامى گذاشتن تنبلم. البته با گوشى ميام. لَپى ندارم فعلاً. بوووس

احسان

[ناراحت]

خواهرشوهر

ايشالا هرچى كه خير و صلاحته همون پيش بياد عزيزم زندگى پر از سورپرايزه[ماچ]