فکر این چند روزه من

ببینید من الان بیشترین چیزی که ناراحتم میکنه و شدیدا فکرمو بهش مشغول کرده اینه: اگه جدا بشم بالاخره مامان و بابام مجبورن حرف های زیادی و گوشه و کنایه های زیادی رو تحمل کنن. البته تا حدیش مربوط به فرهنگ ما ایرانی های مسلمونه که تقزیبا همه ی جای کشور کمتر یا بیشتر هست کمیش هم مربوط به اتفاقات زندگیه منه که دیگه تو همین چند روزه میام تعریف می کنم. حالا با توجه به این حرف ها که بدون شک هست و به بدترین شکل هم هست و با توجه به چیزهایی که از همسر و خانوادش گفتم. من یه فکری اومد تو سرم اونم این: ببینید من اگه زبونم لال جدا بشم باید این حرف ها رو تحمل کنم و همه جا تنها و با پدر مادرم برم(البته همسر تا قبل این بحث ها و اختلافات خون به دلم میکرد و میومد الانم که میگه دیگه کلا نمیاد. خودش میگه تا زنده ام) به هر حال با همسر یا بی همسر باید تنها برم. اگه جدا بشم مامان و بابام غصه می خورن سرنوشتم چی میشه چی نشه. تنها نمونم.البته داداشای من بیمعرفت نیستن اما خوب اونا هم باید زندگی کنن. ازدواج کنن .نمیتونن دایم پیش من باشن خوب....  اما خوب آیا بتونم با یه آدم بهتر ازدواج کنم و زندگی خوبی داشته باشم. چون ازدواج دوم و اختلافات دیگه به این سادگی راه برگشت نداره.. به این فکر کردم به همین زندگی سرد و بیخود ادامه بدم و هیچ توقعی از همسر نداشته باشم مثلا فکر کنم تو یه شهر دیگه دانشجو هستم و خودم تنها خونه گرفتم یا با هم خونه ایم اختلاف نظر و سلیقه داریم و زیاد دم خور نمیشیم مگه به حد ضرورت...صبر کنم و هیچ حرفی نزنم تا شاید خدا جواب صبرم رو بده.  اما واقعیت اینه من بدون عشق له میشم. خیلی سخته از طرفی حرف مردم به مامان بابام هم منو له میکنه ..... موندم بین آتیش و ارتفاع.... از طرفی شوهرم کینه ای و اگه الان برم فهمش نمیرسه  قصدم زندگیه اراجیف میگه  که دیدی دستت به جایی بند نیست و ازین حرفا البته مهم نیست جون خدای مهربونم همچین این حرف هارو یه روزی بهش برمیگردونه و حسابی ادبش میکنه اما خوب غصه میاد سراغم اونم تو یه شهر بزرگ و غریب...... البته ممکن هم هست خدا به من کمک کنه و اگه جدا بشم یه قسمت و سرنوشت همراه با حرارت و عشق به من بده... نمیدونم بدجوری مرددم... البته بگم من فعلا قصد ندارم هیچ اقدام قانونی کنم. حتی نامه پزشک قانونی رو هم نمی خوام فعلا اقدام کنم....موندم شما نظرتون چیه.....

/ 17 نظر / 15 بازدید
نمایش نظرات قبلی
سحر

خانمی همسر منم دهن بینه

سحر

دقیقا منم نمیگذرم این جور افراد اصلا خدا رو قبول ندارن!البته من از خانوادش نمیگذرم شوهرم خودش خوبه اما اونا ولش نمیکنن وگرنه خیلی هم دوست داره من پیشرفت کنم حتی بهم میگه ارشد قبول شو برو تدریس کن پیشرفتمو دوست داره ولی اونا .........

سحر

نمیدونم من 2 3 بار اسمه طلاق اوردم ترسیده یه کم اخلاقش خوب شده حالا اگه کلا برم اقدام کنم فکر کنم ادم میشه نمیدونم

سحر

واقعا شوهرای ادم فکر میکنن محبت کردن یعنی سر هم دیگه رو کلاه گذاشتن من یه بار داشتم به شوهرم محبت میکردم بعد بر میگرده میگه چی گوشام درازه یعنی داری خرم میکنی ! ! ! ! ای خدا یه عقله کاملی به این مردا بده

سحر

قرار نبود بفرتستنم گلم [لبخند] فقط همونای که توی وبلاک ها بود گفتم سرگذشته من یه توماره که باید وبلاک درست کنم و توش بنویسم

سحر

بابا جان مگه ادرسه وبلاک ها رو ندادم مگه اونجا نخوندیشون هموناست دیگه گلم

سحر

اره خوندم گلم عصبانی نشدم عزیز دلم پس هر وقت تونستی بخونش گلم[ماچ]

اذر

من بعنوان يه پيردختر باتجربه به اين نتيجه رسيدم كه همه زندگيها همينجوره.نميدونم كي گفته تو زندكي مرده!كه عقلش بيشتره!كي گفته به ما ياد داده مرد!!منطق داره!بيشتر از زن ميفهمه؟؟؟ كي گفته زندگي ها ليلي و مجنونن؟ بنظر من زن بايد مردو فقط براي اينكه بگن شوهر داشت!!داشته باشه و تو دل خودش روش هييييييييچ حسابي باز نكنه.زن بايد بره با همون خاله زنگك بازيها و آرايش و خوشگلي و...خوش باشه كه بلاطراوت بمونه.و وگرنه اگر به پروپاي يه مرد بپيچي نه خودت خوشي ميبيني نه ميذاري خوش باشه.همينكه فقط بتو پايبند باشه و تو زندگيش يه زن واسه همون كردن!!!!!!!!!داشته باشه كلاهتو بنداز تو آسمونا.غيرت مرد مزخرفه.مرد غيرت نداره.وتعصب داغره.بدبيني داره.متحجره.اگه اسم اينارو ميشضه گذاشت غيرت؟اره دارن!

اذر

تو درباره نويسنده نوشتي نميدوني ميخاستي شكسته شي يا به اوج برسي.من دقيقا همينم شكسته شدن تو رو به اوججججججججج ميرسونه

مهتاب

بستگی به آدمش داره که بتونه اینجوری زندگی کنه یا نه! اگه آدمی باشی که احساسات و عواطف و روابط برات مهم نباشه میتونی زندگی کنی اما....!بعضی زنها فقط پول شوهر رو میخوان که باهاش عشق و حال کنن و بقیه چیزها براشون مهم نیست و محبت و عواطفی رو که لازم دارن یا از جای دیگه تامین میکنن یا بهش اهمیت نمیدن! آدم یه بار زندگی میکنه نمیتونه خرابش کنه اگه پای بچه به میون بیاد دیگه نمیتونی تصمیم بگیری مجبوری بمونی!