یک ارائه خوب

سلام به همه شما دوستای خوب و مهربونمقلب. امیدوارم خوب باشید. منم به لطف خدا خوبملبخند. ارائه ام خوب بود. خداروشکر. خودم قبل از اینکه استاد چیزی بپرسه و با اعتماد به نفس تمام شروع به توضیح دادن کردمچشمک. دیدم استاد اون هایی که دچار استرس هستند رو بیشتر سوال پیچ میکنه. چون احتمالا فکر میکنه بلد نیستند یا خودشون انجام ندادنمتفکر. دقیقا دائم به دست ها و پاهاشون نگاه میگرده و به تن صداشون دقت می کرد(می دونید اصولا موقع استرس لرزش دارن این قسمت هااسترس).

البته خداروشکر من اگه چیزی هم بلد نباشم دانسته های قبلیم رو بسط میدم و همون هارو با اعتماد به نفس تمام طوری میگم که طرف میپذیرهاز خود راضی. چون رشته ما خیلی وسیعه و هر استادی تو یک زمینه تخصص داره و طبیعیه نمیتونه به همه مباحث مشرف باشهمشغول تلفن. کافیه بتونی دانسته هات رو درست به هم ارتباط بدی تا یه چیز منطقی ازش بیاد برون. البته درس های ما به هم خیلی مرتبطه. حالا ارائه من چطوری بود:

رفتم پشت سیستم فلش رو زدم همین جور که مشغول پیدا کردن فایل پاور پوینت و اگزه بودم شروع به توضیح دادن کردمعینک. در مورد جزئیات اولیه گفتم(مثل این استاد هستن تا میان تو کلاس تریپ وقت شناسی برمیدارن و مثلا نمیخوان بذارن حتی یه دقیقه هم هدر برهزبان عین همونا) نیست استادم دیگه هلاک شده بود. از 8 صبح تا 9 شب داشت ارائه میگرفت(یکی نبود بگه آخه بیکاری تو دخترمتفکر) منم از فرصت استفاده(شایدم سواستفاده) کردمخجالت. تند و تند حرف میزدم در بین حرفام هم به استاد تاکید میکردم همون طور که خودتون بهتر میدونیدشیطان و این چنین بود که استاد سری به علامت تائید تکان میداد و سوالی نمیپرسید و منم رد میشدمهورا. در این بین برای اینکه مطالب رو بهتر برای حضار جا بندازم فایل های اضافی دست پخت دختر قوی رو وا میکردم و از روی اونا توضیحاتی جهت کامل افتادن مطلب واسه دوستان میدادمتشویق.

خلاصه جونم براتون بگه خوب بود. اما استاد چندتا سوال هم پرسیدا، اما پیچوندمشابله. شما یاد نگیریدامشغول تلفن. مطلب رو کامله کامل یاد بگیرید برید کنفرانس بدیدنیشخند. آورینزبان . پیچوندم نه اینکه توضیح ندم ها نهمشغول تلفن. کلی جواب دادم وارد جزئیات نشدماوه. چون استاد گفت مختصر و مفید و کامل. به همین علت این. وگرنه کامله کامل توضیح میدادمزبان. خلاصه خوب بود.

تو هر بار ارائه هر کسی دوست داشت میرفت گوش میداد. مثلا من فقط ارائه قبل خودم رو گوش دادم. قبلش تو سالن مطالعه بودیم یا پشت در اتاق کنفرانس. یکی دوتا مونده بود نوبت من بشه. یکی از پسرها اومد بیرون با قیافه شاد و شنگول اینچوری دقیقاقهقههنیشخند. دیگه ما دیدیم این اینقدر خوشحاله گفتیم لابد زده تو خال. پرسیدیم چی شد خوب بود؟ چی پرسید؟ گفت ماله من رو قبول نکردتعجب!! یعنی ما هفت هشت نفر این شکلی بودیمتعجبتعجبتعجبتعجبتعجبتعجب. بعد من گفتم ببخشید آقای فلانی پروژه شما رو قبول نکرد شما این شکلی اومدید بیرون قبول میکرد چه شکلی میومدید بیرونسوال؟ خلاصه کلی خندیدیمقهقههقهقهه

/ 12 نظر / 11 بازدید
نمایش نظرات قبلی
sh

از بس پسرا بیخیال اند... راستی الین رشته شما چیه؟؟[سوال]

نریمان

مرسی ازاین که ب وبم سر میزنی عزیزم!!!!

رها

سلام الین جون.آفرین....باااااریکلا......من میدونستم خوب میشه.باباآی کیو...بابا خرخون....بابازرنگ....دوستتت داریم.......!!!!!

سحر

به به چه با اعتماد به نفس افرین دختر خوب و زرنگ[ماچ]

فائزه

آفرین الی.خوشحالم که بت تین همه درگیری موفق شدی

لاله

آفرین الین جون تبریک میگم .من از پسرای اون مدلی خوشم میاد که کم نمیارن[عینک]

me

موفق باشید[چشمک]

تنهايي

خوشبحال اقايون هميشه خونسرد و بي خيالن