حامی مهربون شد اما می خوام .....

دیشب ساعت 9 اومد خونه. سلام کردم جواب نداد. منم اهمیتی ندادم. رفت تو اتاق و خوابید. شام درست نکرده بودم آخه بی اشتهایی عصبی گرفته بودم. قبلا هم گفته بودم من تو استرس و ناراحتی ممکنه تا یک هفته هم چیزی نخورم یعنی نمی تونم بخورم. به هر حال اونم چیزی نخورد و رفت خوابید. من تی وی نگاه می کردم و بعدم تو هال(درسته؟) خوابیدم. نصفه شب رفت سر یخچال میوه خوردتعجب 

صبح پا شد بره سر کار. سرم پتو کشید. تعجب نکنید من سرمایی هستم. بوسم هم کرد می خواستم بلند شم بکوبم تو سرش. خوشحال نشید. 2 ساعت بعد بهش اس دادم دارم میرم دانشگاه چرندیاتش شروع شد. از همون قبلیا تهدید به طلاق هم کرد برام مهم نبود طلاق رو به این وضع ترجیح میدم دید برام مهم نیست گفت میرم پیش عمه ات(این قضیه داره می گم بعدا) گفتم می خوای شماره اش رو بهت بدم. گفتم دیگه جوابت رو نمیدم هر چی دوست داری بگو. (آخه بی عقل می خوای من رو برگردونی راه های بهتری هم هست. تو که میدونی تهدید اونم اینجوری جواب نمیده چرا عقلت رو به کار نمیندازیسوال) بعد مدتی اس داد 200 ریختم به حسابت. می خواستم ازین بی شعوریش خودم رو بکشم. البته اول اون رو بکشم بعد خودم رو. عصر گفتم من فلان ساعت کلاسم تموم میشه میای دنبالم؟ جواب نداد. الانم نیومده هنوز اما شعبه باز بوده. داشتم میامدم خونه دیدم. بین راه مسیر خونه و دانشگاه است. حالم بهتره. با بچه ها رفتیم بیرون ناهار خوردیم یه گشتی زدیم خوب بود الان هم خوبم. خدارو شکر. الین شکست نمی خوره. تحت هیچ شرایطی خدا همراه منه پس شکست و گریه معنا نداره. برای همه ی شما دوستان آرزوی شادی و سلامتی و موفقیت دارم.  قلب

کامنت ها هم هست اما گفتم بهتر از اوضاع بگم. بعد کامنت ها رو تایید کنم.قلب

/ 14 نظر / 15 بازدید
نمایش نظرات قبلی
لیلا

بنظر میرسه همسرتون قلبا مهربونه اما خیلی بلد نیست چه کار کنه و تا حدی هم مغرور هستند...باید با شناختی که ازشون دارید با سیاست پیش یرید و دلش رو نرم کنید...ان شاالله موفق باشید... اگه صبوری کنید و مقاومت ، بعدها که یاد رفتارهاش بیوفته شرمنده میشه پیش خودش اونوقته که قدر شمارو میدونه[بغل]

معلم

سلام الین جان ، متوجه شدم که برگشتی خونه و گویا آنچنان که انتظار داشتی حامی برخورد خوبی نداشته !!![ناراحت] عزیزم قوی باش ، شاید نمی خواد خودشو بشکنه و شاید هم اطرافیان بهش گفتن سرد برخورد کنه که مثلا تو حساب کار دستت بیاد !!![وحشتناک] خانمی سعی کن کاری کنی تا نقشه های انها خنثی بشه ، لج نکن و کمی بیشتر صبوری و مقاومت کن تا نتیجه بهتری بگیری و یا لااقل این بار قاطعانه تصمیم بگیری ، البته دعا میکنم همه چی خوب بشه انشاءالله ...[ماچ][قلب]

مامان رامی

من تو خیلی از وبلاگ های دوستان خوندم که اونام اوایل ازدواجشون از این مشکلا زیاد داشتن اما بعد از گذشت چند سال حسابی همه چی اوکی شده .[قلب] الان حامی مثه موم میمونه نرم نرم هست کافیه تو عمق درونش نفوذ کنی و اونو همون مدلی که میخوای بسازیش به خدا توکل کن من که میگم حامی مرد خوبی هست کمی روحیش ضعیف شده [خجالت][خجالت]

مامان رامی

یه لباس بوقی بپوش و ............[خجالت][خجالت] مطمعنم جواب میده[زبان]

کوروش

ببین به نظر من خیلی خام رفتار میکنی از طرفی بیصبرانه میخوای برگردی خونه از طرف دیگه وقتی برمیگردی وهمسرت بوست میکنه ویا پتو روت میکشه میخوای کلشو بکنی دختر خوب تو که برای خواننده های وبلاگت داستان هیجان انگیز تعریف نمیکنی قصصه زندگیته وباید سررشته شو دستت بگیری نه اینکه مثلا من اینوگفتم اون اینو گفت وبعدم دوباره همون اش وهمون کاسه .ناز کردن هم حدی داره ناز بیش از اندازه یعنی لوس شدن همین کاری که شما میکنی وخودتو از چشم میندازیی تو که بیصبرانه میخواستی برگردی سر زندگیت پس این چه طرز حرف زدنه مثلا بهت جایزه میدن نه نمیدن فقط زندگیتو خراب میکنی

حدیث

عزیزم منم با حرف دوستا موفقم باید یکم سیاست زنونه به خرج بدی کاملا معلومه که دوستت داره وغرور لعنتی نمیذاره پاپیش بذاره ولی شاید اگه همینطور قوی باشی و میدون رو سریع خالی نکنی همه چیز درست بشه اون حرفایی که تو عصبانیت میزنه رو جدی نگیر ازش دور بودی ودلتنگی خیلی بهش فشار آورده درکش کن عزیزم

ساراخاتون

توکه میگی راهنمای خوبی نداره خودت بشو راهنماش.کاری کن پدرت باهاش روابطشو خوب کنه.حامی جوانه ضعف داره ازبابات بخواه بهش نزدیک شه. در ضمن این عنوانت تیکه آخرشو پاک کن[عصبانی]

تنهايي

وااااااااااااي عزيزم ميشه بهم رمز بدي اخه واس پست قبليت خيلي دعا كردم و كنجكاوم بخونم..

شادی

بازم خوبه تا این حد شعور دارن شما به حساب بی شعور نذارید عزیز جون.چون خیلی ها فکر میکنن خانمشون به پول نیاز نداره.هر چی بخواد خانمه باید بگه.بازم خدا رو شکر همسر شما میفهمه این موضوع رو...