پاییز دوست داشتنی

سلام به همه دوستای گلمقلب

امیدوارم هر جا هستید سالم و شاد باشیدقلب. منم شکر خدا بد نیستم خوبم. میام از دادگاه ها مینویسم فعلا حسش نیست و سرم هم شلوغه. این روزها دائم خدارو به خاطر دانشجو بودن شکر میکنم. حس خوبیه که مجبورم درس بخونمنیشخند. دانشگاه به هیچ عنوان اجازه نمیده بیش از 4 ترم بشیماسترس. در نتیچه باید پایان نامه رو تا اسفند دفاغ کنم. اول عصبانی شدم اما الان میگم خدارو شکر مجبورم دفاع کنمنیشخند. البته هدفم این بود یه مقاله توپ اش در بیاد. استادم میگه پایان نامه رو تموم کن بعد رو اون کار کن حالا ببینم خدا چی مخواد و بنده خدا (خودم) چی کار میکنهاز خود راضی. اها استادم گفت آزمون دکترا رو خوب بده یونی خودمون دعوت به مصاحبه بشو من پذیرشت میکنم (یکی از مصاحبه کننده هاست) چون با من پایان نامه داشتی و میدونم داری تو چه زمینه ای کار میکنییول. خلاصه این که دیگه همش به تلاش و عرضه(درست نوشتم آیا؟) خودم بستگی دارهمژه.

هوا داره کم کم سرد میشه من سرما رو دوست نداشتم چون شدیدا سرمایی هستم اما میخوام نظرمو نسبت به همه چیزایی که قبلا دوست نداشتم و باعث تنش میشدن برام عوض کنملبخند مثلا الان کلی دارم از اومدن سرما کوتاه شدن روزها تیرگی اسمون لذت میبرمماچ دیگه اسمون تیره برام دلگیر نیستلبخند. خیلی حال میده انرژی خوبی بهم میده این تغییر نگرش. البته باید متداوم باشه.

دیگه همینا. میونه دادگاه ها که میام میگم شایدم بذارم جلسه ابان هم برگزار شه و همه رو باهم بگم بستگی به حس و وقتم دارهوقت تمام

الین دوستتون دارهقلبقلبقلب

/ 36 نظر / 17 بازدید
نمایش نظرات قبلی
ميفروش

سلام الين خانوم خوبيد شما ؟ عزاداريتون قبول . من هم تاسوعا و عاشورا شمال بودم . خيلي خوب بود ، البته من هفت هشت ده سالي هست كه اين ايام ميرم شمال . ميگماااااااا نميخواي بنويسي !؟ برقرار باشيد. به اميد ديدار

مصطفي

سلام راستش مي خوام به عنوان برادر بزرگتر يك انتقادي از شما بكنم. هرچند ممكنه ديدگاه آدما با هم فرق بكنه ولي فكر مي كنم روي هم رفته . خوش و بش ها و صميميت شما با بعضي خواننده هاي آقا چندان برازنده نباشه هر چند از شما چند سال كوچكتر باشند به هر حال شما آينده رو در پيش داريد شايد يك كم فكر شما ليبرال باشه ولي يقينا مردي كه خودش اهل فاصله رعايت كردن با خانم ها و سنگين و جدي باشه چنين برخوردي رو نمي پسنده فرضا اگر چنين خواستگاري داشته باشيد و اين وبلاگ رو بخونه احتمالا تو ذوقش مي خوره. نكته آخر يك نكته عملي هست شايد فكر مي كنيد اين رفتار شما بدون شائبه هست و مثلا من سختگيرم براي امتحان اين قضيه فرض كنيد همسر خودتون با خانمي اين ديالوگ ها رو رد وبدل كنه اگر براتون عاديه و ناراحت نمي شيد پس رفتار خودتون هم اشكال نداره اما اگر ته دلتون ناراحت مي شيد پس بهتره تجديد نظر كنيد

احسان

احسنت انصافا خیلی قشنگ صحبت کردی. [قلب].باریککککککککککککککککک.

احسان

شرمنده که اینارو میگم اگه منظورش منم که واسش متاسفم چون من از لفظ خواهرم و آبجی واینها استفاده کردم.متاسفم واسه بعضیا که درکشون انقد پایینه که نمیدونن چی رو کجا بگن؟

احسان

[قلب][گل]

ميفروش

سلام خب اينم قسمت ما بود ديگه ، كاريش نميشه كرد منم اگه درس خونده بودم و مهندس پهندس شده بودم مجبور نبودم به شغل شريف ميفروشي يا همون شراب فروشي رو بيارم ! حالا شما مشتري نيستي كه هيچ ديگه سركوفت نزن آبجي جان ! شغل بهتر سراغ داري پيشنهاد كن نامرداست قبول نكنم ! . برقرار باشيد. به اميد ديدار

مصطفی

با سلام دوباره البته منظور من این نبود که رفتار شما نا پسنده .می دونم دیدگاه ها فرق داره و تو متن کامنت هم این رو نوشته بودم و پاراگراف دوم کامنتم هم اشاره به همین بود یعنی اگر از نظر خودتون اشکالی نداره همسرتون با خانم های دیگه صمیمی باشه طبیعتا در مورد خودتون هم این رفتار خوبه ولی من خیلی ها رو در جامعه می بینم خانم یا آقا که چیزی رو برای خودشون بی اشکال می بینند و برای همسرشون نه.

احسان

[عصبانی]

احسان

خیلی اعصابم خورد میشه از دستت

توسن

سلام.... چگونه اید بانو ؟ چقدر خوب می شود که در پاسخ پرسشم ، با اطمینان و قاطعیت ـ مهربان اتان بنویسید خیلی خوبم و دارم از لحظه های خوشمزه و آرام زندگی لذت می برم.....از همین پست .....از پاییز دوست داشتنی ...از 7 یا چند نوشته ی تازه تری که مهر و موم اشان کرده ام ....از نداشتن ـ کلمه ی عبور رهگذران بی نشان....از یراق صورتی تا رنگ ارغوانی که در کناره های این خانه پاشیده است...از کم رنگ ترین نوشته ها... از پررنگ ترین حافظه ها .... از خنده های ته دل....از پارک...از آفتابی که زیر ابر هست و نیست...از کار....از تعطیلات ...از منظره ها....از آدمهای دور و بر... از دوست داشتنی های توی دلم و همه و همه دارم لذت می برم....دلم می خواهد آنچنان خوب باشید که اگر دیر به دیر به سراغ اتان می آیم ، در باور قشنگ اتان بنشانید که فرصتهای مجازی ام همچنان کوتاه و کم است و در هر فرصتی که نصیبم می شود ، بی درنگ تمام ارادتم را برمی دارم و به خانه اتان می آیم.....[گل]