تغییر رمز

سلام دوستای خوب و مهربونم.

رمز آرشیو عوض شد. ازین به بعد هم یه رمز جدید دارم. البته قصدم رمزی نوشتن نیست. اما خوب بعضی پست هارو باید رمزی بنویسم. هرکسی رمز میخواد لطفا اینجا بگه. البته به دوستانی که میشناسم و یا وبلاگ دارن رمز میدم. لطفا ترجیحا ایمیل بذارید.

راستی 4 مرداد بازم دادگاه دارم. بچه ها دعا کنید تو شب های قدر. برای من و همه اون هایی که نیاز دارن. دوستون دارمقلب

/ 89 نظر / 11 بازدید
نمایش نظرات قبلی
الهه

سلام الين جان كجايي ، نگرانت شدم ، ايشالا كه حالت خوبه

احسان

مرسی از درک بالات[تایید].ممنون که تایییدیدی مارو[قلب]

سارا

سلام کجایی الینی؟[ناراحت] پست جدید نمیذاری[سوال] بهرحال انشاالله هرجایی شادوسالم باشی[گل][قلب]

ماهپري

اخرين پستم و بخون نظر بده نياز دارم به نظرا

احسان

اومدنا.حسابیم باهاش دعوا کردم.باباش باعث شد که برن.آخخخخخخ دلم میخواد باباشو بترررررررکونم.باهاش دعوا کردم نیم ساعت بعد باز اومدم منت کشی.[لبخند].

احسان

بیا به آدم میگه حیوان بعد ما اگه بگیم بالا چشت ابرو.میگه ...بی ادف شدیاااااا[زبان].شما دخترا همینید دیگه.بعد دماغتونو بگیریما.....امروز میخواست از خونه ما بره خونه خودشون ماشینو داداشم برده بود.بعد کف با تاکسی میرم.امیر مهدیرو کرفت بغلش(بچه داداشم)بهش گفتم وایسا میام تا اونور خیابون.سریع رفت اومدم تو حیاط گف پیاده میرم.گفتم میام باهات نمخواد تنها بری.آخه سر ظهر خیابونا خلوت بود.گف نیای که به بابا میگم.گفتم بگو.خلاصه رفتم باهاش وسط راه دیدم شروع کرد دادو هوار باهام دعوا کرد توخیابون منم هرچی از دهنم درومد بهش گفتم.حالا عصر ی به مامانم گفته احسان باموتور اومده بوده چون دلواپس شدم دعواش کردم بره.موندم به قران.عشقمه دیگه.[قلب].الین چیکار کنم یه رابطه برادر خواهری پایدار باهاش داشته باشم؟

احسان

آره دوست نداره.خوشم نمیاد مسایل خونوادگیم رو به مشاور بگم.الان خیلی بهتر شدم.مرسی از راهنماییتتتتتتتتت[منتظر]

احسان

نه الان ازت تجلیللل کردم[ابرو]

احسان

اوهومممم

المیرا

سلام الین جان میشه به منم رمز بدی ممنون میشم برای پست دادگاهت هم اشتباها نمی پسندم شد هر کاری کردم نتونستم حذفش کنم.معذرت می خوام . دوست دارم مطالت را دنبال کنم تو با نوشته هات منو ترقیب به نوشتن کردی .لطفا به من هم رمز پوست دادگاهت را بده .ممنون میشم .مرسی