الین و کلاس هاش

تا حالا 3 جلسه رفتم سر کلاس، دو تا کلاس دارم. بدون استرس و یا احساس خاصی میرم سر کلاس. اما خوشحالم و خدارو شکر میکنم و امیدوارم موفقیت هام با تلاش خودم و دعای شما دوستان و صد البته لطف و کرم خدا ادامه داشته باشه. مامانم هم خوشحاله. دوست داره به همه بگه دخترم استاد شدهقهقهه اما میگم مامان جان نگو. بذار چند ترم بگذره. درسم تموم بشه بعد بگو. تو کوچه ما 3 تا استاد زندگی میکنن. ازین استاد قدیمیا نه ازین جدیدا(منظورم اصلا و ابدا خودم نیستازبان). کلاس 3شنبه رو که می خوام برم انگار اون ها هم کلاس دارم اونا کیف به دست دارن میرن و من نیز هم. مامانم کلی ذوق میکنه این صحنه رو میبینهخجالت. قربونش برمبغل. مامانم خیلی واسه من زحمت کشیده از زمان باردای تا الان. هرچند من فقط اذیتش کردم. خدا من رو ببخشهنگران.

دیروز سر کلاس سوتی دادمنیشخند. شب قبلش فقط 1 ساعت خوابیدم، داشتم اسلاید درست می کردم. بعد یه سری مطالب جدید یافتم دیدم در این زمانی که من این مبحث رو کنار گذاشته بودم (آخه اصلا مرتبط به مباحثی نبوده که من روش کار میکردم) پیشرفت های زیادی داشته و یه مبحثی بهش اضافه شده، با عنوان فرم، که من هیچی ازش نمیدونستم و خیلی هم جزئیات داشته یعنی بیانش سخت بوده!!!

حالا قبل این مبحث یه مبحثی بود از لحاظ اسمی شبیه به این جدیده بود. بعد نیست منم از صبح داشتم همون مبحث رو تو ذهنم مرور میکردم تا رسیدم به فریم(frame) شروع کردم به توضیح دادن در مورد فرم(form)قهقهه. یهو یکی از پسرها که پایان نامه اش همین موارده گفت استاد شما دارین فرم رو میگینقهقهه. منم گفتم ا؟ آره حق با شماست. ببخشید. البته چون قبلش داشتم در مورد تمرین بهشون میگفتم و تمرینشون همین فرم ها بود، گفتم حواسم رفت به سمت تمرین هاخنده. خلاصه جمعش کردم.

یکی دوتاشون(دخترن) هرچی میگم با من بحث می کنن!!!! طلبکارانه و با صدای بلند!! منم بدم میاد واقعا!!! دختر قوی میگه من حساسم. اما واقعا بدم میاد. بهشون میگم هفته دیگه فلان روز تمرین رو میذارم انتشارات همه گفتن نه و غر زدن. بعد این  دختره انصافا مثل این چاله میدونی ها با صدای بلند میگه ما وقت نداریم تمرین حل کنیم!!! گفتم میتونی حل نکنی نمره اش رو نمیگیریعصبانی

تو آنتراک دارم با یکی دوتا از دخترها که دوستشون دارمزبان حرف میزنم بازم با صدای بلند و طلبکارانه میگه استاد درس رو شروع کنین دیگه!!! منم گفتم منتظر دستور شما بودمعصبانی. بعد باز پر رو پر رو میگه من باید برم، زودتر تموم کنین. گفتم شما میتونی بری اجباری به موندن نیست. میگه نمیشه تنها برم باید با بچه ها برمعصبانی. گفتم راست گفتن به دانشجو جماعت نباید رو داد!!! گفتم من دوست دارم کلاس دوستانه باشه می تونم جور دیگه ای هم برخورد کنم. دیگه بقیه وساطتت کردن استاد شما ببخشید و ازین حرف هازبان. منم بخشیدم دیگهنیشخند پسرها بهترن انصافا. حداقل تو این کلاس هایی که من دارم اینجوریه.

/ 10 نظر / 13 بازدید
بیتا

دختره چقد پررو هس.جو کلاس دوستانه باشه بهتره حالا این یکی دو مورد رو نادیده بگیر

عاطفه

الین جان چند تا از دوستای منم تعریف دانشجوهاشون رو که میکنن همینطورین پررو و بی ادبن حالا دوست من چادریه از پسرا یه چیزایی میشنوه اگه دیدی خیلی پررو شدن بگو اگه اینطوری بخواین ادامه بدین بهتره برین حذف کنید

سمانه

سلام عزیزم موفق باشی خانمی خوشششال شدم برات و حسودی کردم بهت برا منم دعا کن که بتونم درس بدم خیییلی علاقه دارم اخه به تدریس دیگه اینکه خودت رو در سطح دانشجوها نیار پایین برات خیییلی گرون تموم میشه و ممکنه به خاطر یه دانشجوی نفهم مشکل برات پیش بیاد اگر هم کسی باهات کل کل میکنه همون بحثی رو که میتونی سر کلاس نباشی و میتونی بفرمائید بیرون هیچ اجباری نیست و اگه شما وقت نداشتی نباید درس میخوندیو کلا میومدی دانشگاه رو پیش بکش خیییلی دقت کن باوشه مراقب خودت باش دلم میخاد منم ترم بعدی برم یونی درس بدم اونوقت از راهنماییهات استفاده میکنم حتما

دخترقوی

بله در جریان بودم[زبان] دارم با گو شی و لپتاپ و اینترنت و...[شرمنده]کار انجام میدم که گفتم الان نمیشه

سحر

عزیزممممممممممممممم میگم الین بیا دانشگاهه ما هم تدریس کن[چشمک]

پونه

ان شاء الله تو کارت موفق باشی [گل]

me!

[نیشخند] مادرا همه اینجورین..[لبخند]

احسان

خداییش آره دخترا خیلی بعضیشون پررو هستن واقعا

احسان

ما مخلص همه خانومام هستیم.به خصوصصصص آبجی مهربونم[چشمک]

sh

آورین الین جان... خیلی خوشحالم رفتی سرکار...