شبی وحشتناک 1

یکشنبه حدود 8 شب بود دیدم انگار قفل در داره وا میشه راستش ترسیدم چون حامی مدت هاست زودتر از 11 شب نمیومد اومدم نزدیکتر دیدم شازده استزبان. شب قبلش خوب بود و صبحشم رفته بود خوب بودمنتظر. اما اومده با 180 درجه تفاوت. منم داشتم درس می خوندم و سلام کردم که جواب نداد، واقعا حس میکنم از درس خوندن من ناراحت میشهکلافه، فکر میکنه خودم رو ازش بالاتر میدونم، خصوصا از وقتی کسانی بهم قول دادن که میتونن تدریس تو دانشگاه رو برام ردیف کنن که البته هنوز خبری نیستعصبانی موقع درس خوندن من حالش عوض میشهقهر. منم دیگه زیاد تحویلش نگرفتم گفتم چای میخوری گفت نه. منم دو تا ریختم آوردم گفتم شاید بخوره(نخورد). بعد پاشدم دیدم مرغ خریده. رفتم شستمش و جابه جاش کردم. واسه شام ماکارونی درست کرده بودمخوشمزه. گفتم میخوری گفت نه. گفتم می خوای برات مرغ بذارم. جواب نداد. سه دفعه پرسیدم. جواب نداد. منم شاکی شدم گفتم کر شدی انشاالله؟ که دعوا شروع شد. اونم چه دعوایی.....

البته بگم شک ندارم این دعوا از پیش تعیین شده بوده و دستور شخص یا اشخاصی بودهعصبانی.

ادامه در پست بعد. نمیخوام طولانی باشهسبز

/ 18 نظر / 17 بازدید
نمایش نظرات قبلی
رسانا

سلام خانوم . منم رمز میخوام لطفا این دومین باریه که برات پیغام میذارم . منم میخوام خواننده ات باشم . [گریه][نگران]

رسانا

سلام خانوم . منم رمز میخوام لطفا این دومین باریه که برات پیغام میذارم . منم میخوام خواننده ات باشم . [گریه][نگران]

س

سلام من رمز ندارم الین جان اگه صلاح میدونی به من رمز بده http://sin-sin.persianblog.ir/1392/9/

نسیم بهار

الین جان خواهشاً با رمز ننویس ... یا اگه رمزی مینویسی رمزش رو به ما هم بده ... منتظرم [چشمک]

نم

من که تازه اشنا شدم باشما، هنوز وقت نشد خودم رو معرفی کنم رسید به رمز[گریه][گریه][گریه]. اخه چرا رمزی؟منم دوست دارم مطالبتون رو بخونم.[افسوس][منتظر]

leyla

ماشالا چه خبره!!! حالا ما یه هفته نبودیمااا خوشحالم که اومدی...آدم با نوشتن یه جورایی خالی میشه[ماچ]

نم

نمیشه صلاح بدونید و به من هم رمز بدین لطفا؟!

سحر

بابا تو که میشناسیش خوب چرا اصلا اونجوری گفتی؟ میدونم حرصت گرفته از رفتاراش ولی باید بی خیالش میشدی و بهونه نمیدادی دستش اونم حامی که به قوله خودت میگی منظور این کاراش اینه که مهریت رو ببخشی و خلاص کاش اون حرف رو نمیزدی ولی خوب دیگه چی میشه کرد شایدم اگه من جای تو بودم همین کارو میکردم از روی عصبانیت من که توی موقعییت نبودم[من نبودم]

رها

الین جان چرا همه ی پست های جدید رمزی شدن؟ندونستم بخونم:(با این که یک هفته هست شناختمت ولی باور کن همش تو این مدت به فکرت بودم.

سحر

منم دقیقا اینم, زبونم تیزه وحید هم میگه زبون درازم و حاظر جوابم یه بار میگفت اگه حاظر جوابی نکنی باهات خوب میشم[نیشخند]