دادگاه امروز

فهمیدم ایشون از من شکایتی نکرده و می خواسته منو با خودش ببره تا با حرف هاش منو عصبانی کنه.  خوب شد نرفتم. علت دادگاه تو پست های قبلی نیمه تموم بود اما بگم تو خونه ما(تهران) بین بابا و حامی درگیری ایجاد شد و اون رفت شکایت کرد که خانواده من براش مزاحمت ایجاد کردن که البته ادعای قانونی نیست گویا. بابای منم شکایت کرد که دختر من امنیت جانی و روانی  نداره. قضیه اش مفصله می گم. القصه. جریان شکایت اینه. آقا رفته جلو قاضی گفته دختر ایشون واسه من چاقو کشیده اینا قشون کشی کردن(فامیلای من سر اختلاف دختر خاله ام و برادر شوهرم) این آقا(بابای من) سو سابقه داره کار دولتی نگرفته. و ازین چرندیات. قاضی گفت خوب چه ربطی به این پرونده داره!!!! گفت اینا نمیذارن زن من زندگی کنه. من زنم رو دوست دارم. مامانم گفت دختر من خودش تصمیم میگیره.  بابام گفت خوب آقای قاضی این حرف ها چه ربطی به دختر من داره؟ فقط و فقط چرند گفت. قاضی گفت این حرف ها باید ریش سفیدانه حل بشه. بابام گفت ما هزار بار حرف ردیم. اما اینا نمی خوان. بابام گفت نمی خواد زندگی کنه طلاق بده دخترم رو. گفت پس دنبال مهریه این. بابام گفت من قد مهریه خرج کردم. اینم گفت من 80 میلیون واسه عروسی خرج کردم. عروسی من مفصل بود اما این همه خرج نشد. بابام گفت لابد خونه خریدن واسه خودش رو هم رو عروسی حساب کرده. قاضی گفت من چه کار کردی تو اقیانوس عروسی گرفتی؟ با هلی کوپتر عروس رو بردی؟ و همین چرندیات. این دیوانه است به خدا. مشکل داره. شما میگید عمرم رو بذارم واسه درمان بیماری اختلال شخصیتی که آیا خوب بشه آیا نشه؟ تازه نمی خواد قبول کنه.

/ 24 نظر / 17 بازدید
نمایش نظرات قبلی
علي

خدا كنه مشكلتون حل بشه با هم زندگي كنيد و كارتون به جدايي نكشه

مه شب

خانومی به نظر من چاره مشکل شما فقط و فقط به دست یه مشاور خوب حل میشه

سحر

الين جان از من ميشنوى با اين وضعيت آدامه نده ، طلاق رو خوب واسه اين وقتا كذاشتن ، حيف نيست جند سال بعد يه بجه رو هم قاطى مسائل خودتون بكنيد ، ولى اكه دوباره خواستى ازدواج كنى بايد خيلى محتاط باشى و ندارى حيا و حرمت بينتون آر بين بره در واقع بايد از اشتباهات زندكى أولت سراسر درس بكيرى

علي

الهي مرددم كن اما نه ترديد وحشت وترس الهي در دو راهيم قرار ده اما نه دو راهي حيرت وضلالت... بلكه در قطعه بهشت بين حرم امام حسين ع و حرم حضرت ابوالفضل----الهي مرددم كن در رفتن به سوي حرم بي بي زينب س و حرم سه ساله حضرت حسين ع....الهي خيمه گاه و قتله گاه.. الهي مدينه ومكه ...الهي مروه وصفا...الهي عرفات ومني...الهي مشهد وقم...الهي نجف و كربلا ..خلاصه الهي خودت...وگرنه ديدار به قيامت

ساراخاتون

الین هرکی هرچی میگه تایید میکنی که آره به این فکر هستم.آره میخوام اینکارو بکنم. از طلاق گفتن گفتی آره بهش فکر میکنم.از مشاور و ادامه زندگی گفتن گفتی اره تو فکرشم. دختر خوب یه راهو تایید کن.واسه یه کدوم از این راهها تلاش کن.اگه به هر دومورد فکر کنی موفق نمیشی...

sahar

من تازه وبلاگت خوندم چرااین ادم اینطوری یک روز خوبه یک روز...[تعجب] اخه مگه ادم چقدر عمر میکنه که همش به بحث ودعوا باشه.تو یه پست خوندم که گفته شما پیری واز این حرفا یعنی 27 سالو تو شهراینا پیر میگند!!!!

ساراخاتون

آره عزیزم. امیدوارم یه کاری کنی تا اون داداشای مریضش بفهمن صبوریت ناشی از ترس نیست.و یه درس حسابی به اونا بدی.

ساراخاتون

عزییییییزمی.ایشالله به خیر میگذره.موقع خواب و صبح بیدار میشی 3تا آیـهالکرسی بخون. راستی الان رفتارش چطوره؟

مه شب

عزیزم ایندفعه رمز رو گرفتم من فعلا وبلاگ نمینویسم خانومی

samira

bichare babat ke tu in senrahe dadgaho kalantario az bar shode...elin junamaz ravanpezeshk komak begir,bebin un mige dar moghabele raftaraye hami che axolamali neshun bedi,age raveshesh karsaz nabud yaani nemishe dg.pir nakon khodeto,deleto...bazi bacheam injuri nagan ke to nazare hamaro tayid mikoni adam tu in sharayet vaghan moradad mimune,be har chizi mikhad chang bezane negah dare zendegisho vali gahi ham be bonbast mikhore.fght nazar tardidet tulani she,yeho didi 40salet shodo 15sal ba tardid zendegi krdi o omret rafte,tasmimeto begir raheto entekhab kon