کلانتری

ساعت 8 کلانتری بودم، خانم وکیل زودتر رسیده بود. اما از آقا حامی خبری نبودزبان، تا 9 منتظر شدیم. مشاور هم مرخصی بود. قرار بود ساعت 9 سرباز پرونده هارو از کلانتری ببره دادسرا. اما مامور رسیدگی پیله کرده بود، چون حامی نیومده و مشاور هم نیست نمیشه پرونده بره دادسراتعجب(گمون میکنم این آقای مامور خریداری شده بود توسط حامی، حالا میگم تا متوجه میشید). منم شاکی شدم گفتم یعنی چی آقا؟ من از شهرستان اومدم سر ساعت 8 اینجا بودم. کلی کرایه دادمسبز. بعد شما به من میگی چون ایشون نیومده و مشاوره و هم نیست برو فردا بیاعصبانی؟ من جایی واسه موندن ندارم ایشون من رو از خونه انداخته بیرون، در رو عوض کرده کجا بمونمعصبانی؟

مامور که دید شاکی شدم گفت به هر حال دوباره قاضی میفرسته واسه مشاوره این قانونه باید دوباره بیایکلافه. گفتم اولا این سومین پرونده هست ما داریم میایم مشاوره و هیچ مشکلی حل نشده چون شما مشاوره نمیدید فقط می خواید رفع مسئولیت کنیدزبان. ضمنا قاضی در جریان موضوع هست. شما بنویس یک ساعت صبر کردیم حامی نیومد. میگفت خوب شاید بیادتعجب. گفتم ما 8 وقت داشتیم. 1 ساعت هم صبر کردیموقت تمام. باز گفت نمیشه دوباره ارجاع میده کلانتریکلافه. گفتم شما بفرست بقیه اش رو من بدونم و قاضی و تصمیمشآخ. خلاصه دیگه جوابی نداشت و نتونست سنگی بندازه. خیی اذیتم کرد. وکیل هم اصلا حرفی نمیزد. گفت دیدم داری خوب حرف میزنی چیزی نگفتممتفکر

توضیح: اصولا مورد هایی که دو طرف از هم شاکی هستن و در یک درگیری از هم شاکی شدن. یعنی هردو نفر همدیگه رو زدن. هر دو شکایت می کنن و رسیدگی ها با هم انجام میشه. اما این آقا پرونده ها رو جدا کرد. در حالی که قانونا پرونده ها باید با هم ضم باشهمتفکر. همون طور که تعریف کردم حامی داشته به طرز وحشیانه ای خفم میکرده. هم با دستاش و هم با بالشت. منم تنها کاری که مشد بکنم این بود که با دستام یه حرکتی انجام بدم و چون ناخنام بلند بود بدنش خراش برداشتاسترس. روی  بازوهاش و سینه اش و صورتش. رفت پزشک قانونی و 6% دیه بهش خوردتعجب و چون ماه حرام بوده مبلغ دیه بالغ بر 9 میلیون میشهتعجب. البته دور گردن منم اثار خراش و کبودی بوده. کبودی های روی بدنم و پارگی لب هم داشتمنگران. منم 1% دیه و حدود 1.5 میلیون. من فقط دفاع کردم تازه دفاع هم لغت مناسبی نیست چون من واقعا نمیدونستم دارم چی کار میکنم فقط یک کار غریزی برای رهایی کردم. حالا تا نظر قاضی چی باشهمتفکر. انشاالله پی به حقیقت ببره.

حامی شنبه کلانتری بوده و خواسته بوده پرونده اش رو بفرستن دادسرا. این آقای مامور به من یا وکیلم نمیگه اون پرونده اش رفته و امروز(دوشنبه)  وقت رسیدگی دارهعصبانی. یعنی اگه من اصرار نمیکردم تا پرونده بره دادسرا و نمیرفتم حامی بدون حضور من میرفته پیش قاضی(دادیار). البته اتفاق خاصی نمیفتاد و دوباره من رو میخواستنمتفکر. بلکه حامی ضرر میکرد باید یه بار دیگه مرخصی میگرفتخنثی. نمیدونم چرا اینقدر گیج بازی در میاره!!! البته میتونسته هرچی دلش می خواد بگه و یه جورایی ذهن قاضی رو اشباع کنه از چرندیات خودشدروغگو. احتمالا هم قصدش این بوده. اما دت خدا بالای همه دست هاستقلب

بالاخره بعد از کلی سر و کله زدن با مامور پرونده توسط برادر سربازگاوچران فرستاده شد و ما هم رفتیم دادسرااوه. من ساعت 10 تو یه شعبه دیگه هم وقت رسیدگی داشتمافسوس. واسه یه درگیری دیگه. اولین نامه پزشک قانونی که از شهر خودمون گرفتم. این پرونده باید فرستاده میشده تهران برای رسیدگی، چون درگیری تهران بوده. حامی خان فکر می کنه اون پرونده مالیده شده. داداش بی سوادش بهش گفته. اما نشده. انگار الکیه. عقلشون در حد نوزاد هم کار نمیکهمتفکر. البته خوب به نفع منهلبخند.

/ 11 نظر / 17 بازدید
نمایش نظرات قبلی
ساراخاتون

خدایااااااااا جوونارو گرفتار این چیزا نکن[گریه]

sh

انشا الله همون جور که میخوای بشه..[گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل]

لاله

ایشالا به نفع تو تموم بشه.....کاش به اینجاها نمیکشید[نگران]

احسان

باز یادم انداختی اعصابم خرد شد من موندم بی غیرتی تا چه حد که آدم بخواد یه زن رو که هیچ دفاعی نداره خفه کنه.امیدوارم زودتر این مراحل تموم بشه وراحت بشی.منطقیش این هست که دادگاه به نفع شما تموم بشه.دعا میکنم واست.آبجی خیلی دوست دارم.[گل]

احسان

آبجی من 2ماهه دیگه 19 سالم میشه.تازشم 2متر قدمه.کوچولو ام؟؟[ناراحت].الان دیگه ناراحت نیستی؟الین یه چیزو میخوام از ته قلبم بگم اگه خواهرم بودی به خدا میذاشتمت رو چشام نوکریتو میکردم.خیلی خوووووووبی[گل].باشگاه ثبت نام کردی؟

احسان

نه آبجی ناراحت نشدم تو خوشحال باش منم خوشحالم

سحر

حالا اون موقع وحید دقیقا سر موقع اومد ساعت 9[تعجب]بعید بود ازش لابد بچم اونقد هول شده بوده که فکر کرده همون روز من محکوم میشم و من رو برمیداره و میبره[قهقهه]

بانوی ماه

سلام اختمالا خریده شده . چون به طور معمول وقتی یکی از دو طرف نیان پرونده ارجاع میشه و اعلام میشه که مثلا شاکی یا متهم نیامد. بخصوص وقتی که متهم نیاد. حالا نمیدونم این کیس تو متهم بودی یا اون اما در هر صورت باید ارجاع بشه.

parisa

سلام الین جان.من 2 روزه وبلاگتو پیدا کردم.کم و بیش نوشته هاتو خوندم.2 ساله ازدواج کردم.30 سالمه.الین جان به نظر من این بازی رو تمومش کن تا جوونی.این حق توست که تو آرامش و عشق زندگی کنی.داری بهترین سال های زندگیتو تو کشمکش از دست میدی.دل کندن و دست کشیدن از زندگی سخته ولی بعد یه مدت شاید چند ماه احساس آرامش و آزادی میکنی.میتونی دوباره ازدواج کنی و خوشبخت بشی به امید خدا.ادامه این شرایط خودآزاریه.تا بچه دار نشدی جدا شو